السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آژير)
16
اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى)
فصل اوّل : چرا حكمت ؟ آدمى حق دارد كه از راز و رمز نهفته و در صورت لزوم ، تلاش براى پژوهش در مسائل عرفان اسلامى پرسش به ميان آوَرد . اين پرسش پيش از فرو رفتن در عمق مباحث عرفان اسلامى كه دامنههايى فراخ دارد خود را به ذهن ما تحميل مىكند . در پاسخ اين پرسش مىگوييم : يك انسان مسلمان بسيارى اوقات دستخوش امواج فكرى ناپاكى مىگردد كه در سلب هويت دينى از شخصيت انسان مؤمن ، در كارند و مادامى كه آدمى خود و رفتارش را در برابر جوانب شيطانى و نابراه اين خيزابهاى امواج خروشان فكرى در دژ و پناهگاه ننهد ، در فرهنگ و باورهاى دينى ضرباتى بس خطرناك را دريافت خواهد كرد . مردم بر فطرت زاده مىشوند ، ليكن برخى از راه مستقيم منحرف مىشوند و اين هميشه به وراثت و يا تربيت ، بستگى ندارد بل عامل ديگرى نيز در كار است كه نبايد اهميت و تأثيرش را بر رفتار ، فرهنگ و آدابِ شخص ، از اين دو كمتر شمرد ، اين عامل همان چيزى است كه برخى از فلاسفه آن را « بتهاى بازار » خواندهاند ، يعنى افكارى كه به دليل هجوم امواج فرهنگ بيگانهء بر طبيعت و ساختار شخص ، وارد مىشود . برخى از مسلمانانى كه به سوى فلسفهء غرب و يا شرق انحراف يافتهاند به دليل